خوراک‌ها:
نوشته
دیدگاه‌ها

Archive for جولای, 2009

یکی اسبی از دوستی به عاریت خواست.
گفت: اسب دارم اما سیاهست.
گفت: مگر اسب سیاه را سوار نتوان شد؟
گفت: چون نخواهم داد همین قدر بهانه بس است.
******************************************************************

پ.ن. سلااااااااااااااااااااااااااااااااااام، از مشهد بازگشتیم، جاتون خالی هوا خوب، خوش گذشت، به یاد همتونم بودم اساسی، پیش ارمغان جونمم رفتم، خیلی خوش گذشت، و از همین جا ازش [...]

Read Full Post »

سلام علیکم،
امروز یه پست ویژه داریم برای اضافه شدن یه دوست قدیمی به ووردپرس
هر کی گفت کیه؟؟؟ جایزه نمی دم چون الان خودم جوابشو می گم…
اون کسی نیست جز ارمغان جوووون…
خوب اینم وبلاگ ارمغان، سر بزنید و تو جشن ما شرکت کنید.
هدیه من به ارمغان جون:

Read Full Post »

نوشته‌های قدیمی‌تر »