خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for آوریل, 2009

همتون می دونین که خیلی دوسش دارم… چون دوست داشتنیه…
یه کادوی کوچولو واسه ارمغانم :
خوب حالا نوبتی هم که باشه نوبت شیرینی آشتی کنون، خوشبختانه عمو هوشنگ سرش شلوغه نمیاد، سروشم که قول داده یه گوشه بچه خوبی باشه و فقط یکی برداره، پرنیانم که زیاد شیرینی خوبش نیست سرما خورده بوده… پس [...]

Read Full Post »

تو مرا گریاندی،
و سپس شاد ز اندیشه پیروزی خود،
روی بر رهرو دیگر کردی،
تو ندیدی که سرشک،
از دل خون شده ام می جوشید،
نشنیدی کلمات،
از ره دور قدمهای تو را می بوسید،
تو به احساس دلم خندیدی،
و مرا دخترکی پر ز هیاهو خواندی،
کا ش با چشم دلت،
تو حقایق ز دلم می خواندی،
و کنون باز می اندیشم،
نه به عشق [...]

Read Full Post »

نوشته‌های قدیمی‌تر »