چندي پيش، خيلي وقت پيش در واقع، يه بازي وبلاگي توسط عمو هوشنگ راه افتاد، كه ديگه همه قوانينشو مي دونيد و من نمي گم ديگه… ما نيز تصميم گرفتيم به جاي عكس خودمان، عكس بهترين دوستم، يعني ارمغان جونو، بذارم… خيلي گوگولي بوده…
پ.ن. توضيحات عكس كه واضحه…
پ.ن. ارمغان جاااااااااااااااااااااااااااااااااان، دووووووووووووووووووووسسسسسسسسسسسسسستتتتتتتتتتتتت دارم…
پ.ن. سعي نكنيد بين منو ارمغان هم بزنيد… عوض اينكه آشتي بدين… باشمام، عمو هوشنگ و سروش و چركنوشت….
پ.ن. عكس خودمم نمي ذارم تا حالتون يه جورايي بگيره…











واقعا جالب بودش ابجی خانم
دختر خیلی زیبایی بودن ، هستن ؛ و خواهند بود واقعا بزنم به تخته چشم نخورن انشالا .
* ممنون…ايشالله…
چه کوچولو موچولوی نازی بودی ، کجاس عمو هوشنگ ، بیاد اینو ببینه
پیش منم بیای خوشحال میشم
* به به، يه صاحبخونه جديد… من نبودم، ارمغان بود…
چشم، حتما ميام…
چه ژستی هم گرفته!
* خوش ژست بچه…
Vay che jigarie che naze in 2khtare ki hast? Ajab kelasie lamasab
* گلي تو…
مچت رو گرفتم!

از بازی در رفتی!!!!
عکس خودتو چرا نذاشتی؟!بذار بذار بذار!
_____________
ارمغان جون خیلی خوشمل بودیااااااا!و ختماً هم الان نیز خوشمل هستی و خواهی بود!
* گفتم كه نمي ذارم… ديدي كه كسي هم ناراحت نشد…
بله، نازه منه…
Bale ke hastam harchi goftam axae alanamo bezar yekisho goft aslan
* ارمغان جان، خوب كاري كردم، مطمئن باش…
ماشاا… و دیگر هیچ.
* ارمغان جان به مامانت بگو اسفند دود كنه…
تو مطمئني سربازي؟؟؟
ممنون ارمغان جووووووووون که شرکت کردی
به به … خیلی قشنگی خانوم
زن من میشی؟ ( یه کی با شات گان تیر هوایی در کرد)
داشتیم نازنازی خانوم؟ میپیچونی؟
ارمغان جـــــــــــــــــــــــــــــون رو به انتهای پست اضافه کردیم
* هيچ كي از ما تشكر نكنه ها…اسمايلي غمگيني و قهر و رو به ديوار و ونگ زدن…
عموووووووووووووو، ارمغان مال منه فقط….
حالا…
تشكر…
[...] + ، + ، + ، + ، + ، + [...]
* سپاسگزاريم…
@ amoo houshang: ehem ehem
* شما؟؟؟ يعني چي؟؟؟ آهان… با عمو هوشنگ بودي…
@ نازی: من؟ من دو به هم زنی کردم؟ دعوا انداختم؟ عجبا. داشتیم؟
@ ارغوان: به به , به به
* آره، نه پس عمه ام…. آره، خبر نداشتي…
ارغوان چيه…؟؟؟؟
@ عمو هوشنگ: اهم اهم
* چه خبره… من يه ظهر تا شب نيستم تو خونه، كل وبلاگمو مي ريزين به هم…
اینم شد یه بازی دیگه
* بله، شما هم بياين بازي…
سلام.
اصلا قبول ندارم.
به هیچ وجه.
آی عمو هوشنگ کجایی بدو بیا اینجا.
تقلب در روز روشن؟
Arghavan kie? agha sorosh esme mano dorost talafoz kon vagarna ghati mikonama eeeeee
* تايپش ضعيفه خوب…
من ادم نیستم؟!
خوب من ناراحت شدم!
(اجباری نیست…)
* الهي،نازي
ببخشيد، …
@ سروش : ببخشید !!!! شما تیر هوایی در کردی؟ … شرمنده … خیلی معذرت
دیگه تکرار نمیشه
* اين دفعه رو بخشيدم، دفعه بعد تير مستقيم شليك مي شه…
Na baba sorosh bi bokhar tar az inast ke tir havae dar kone shoma be love terekondanet edame bede
* نه بابا…
وای وای خدا
چقدر جیگر و ناز و علوشک بوده این ارمغان جون.
آخی یاد عچق دختری خودمان افتادیم.
دلم براش تنگ شد یه هو. فرححححححححححححححححح
میگم راستی خانومی شما میدونی این میدون اطلسی چقدر با شما فاصله داره؟
* ممنوون پرنيان جان، جيگره منه اين ارمغان…
يه نيم ساعتي فاصله داره…
vay chegadr ba namak bod.vali naznazi jon be armaghan bego yekam az khoshgelish tagdime baziyaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa ham bekone .albate manzoram shoma nistin ha
* آره خيلي بانمكه، نانازه منه… باشه…
اول سلام
بعد عذر خواهی بابت اینکه شاید ناخواسته بدون در نظر گرفتن جنبه دوستان شوخی بیش از حد کردم، متاسفم.
بعدترش این که فکر نمی کنم صحیح باشه این حرفت که تو وبلاگ عمو هوشنگ زدی، و خوشحالم که هوشنگ خان هم بر این قضیه واقفه.
یه کم اون “رو دادی” رو بد گفتی گلم، ولی بیخیال حتما من هم بد گفتم،
در کل هیچ وقت تو وبلاگ کسی درباره تو یا این دوست کوچولوت کامنت نداشتم، همین کاری که اول دوست کوچولوت درباره خودت کرد و حالا هم تو که سنی ازت گذشته در رابطه با من.
فکر کنم بدون این کار هم میتونستی تو وبلاگ خودم این کامنت رو بذاری که پاک میکنی نظرامو. منم میفهمیدم که نباید دیگه اینکارو بکنم.
(این کامنت نیست :دی)
خب خیلی شد. امیدوارم تا اینجاشو نخونده باشی و اسپم یا پاک کرده باشی.
آها یادم رفت، برات آرزوی خوشبختی و از اینا میکنم.
پایان پرده اول (تماشاچیان دستشویی دارن)
* سلام…
جوابتو تو وبلاگ خودت و عمو هوشنگ دادم…
بازم معذرت، با من خواستي هر چقدر شوخي كن، پايه ام…
همه رو خوندم… كلي هم ناراحت شديم.و….
ممنون، به همچنين… شاد باشي…
منم برم گلاب به روتون همونجا…
حالا به بزرگی خودم میبخشمت!
چه کنیم؟!بزرگواریم دیگه!ولی دیگه نبینم تکرار بشه!
الفراااااااااااااااااااااااااار!
* اي بزرگوار… ممنون
تو كه پرستو زود فرار مي كني، پرواز مي كني و مي ري، دستم بهت نمي رسه…
نیم ساعت که چیزی نیست. میام پس.
))
ببیـــــــــــــــــــــــــــــن بگیر منوووووووووووووووووووووو
دارم میااااااااااااااااااااااااااااااااام
صبح شنبه اونجام.
ایشالا اواسط هفته که جاگیر شدم خراب میشم رو سرت.
ببین اگه دیدی یه روز داره محل کارت میلرزه بدون من دارم مثل دیوونه ها غش غش میخندم و وارد میشم (من اصوصلاً] میشه همین جوری وارد یه جایی میشم)
پیشاپیش می بوسمت
* ببينيم و تعريف كنيم…
يا خدااااااااااااا، بابا تو ديگه كي هستي….
ممنون…
Havoe jadide bande parnian khanom heeeeeeey. Esmayli chamedonamo bastano raftan ba gerye dg jae vase man nist to ghalbe nazi
* اي بابا دختر بي خيال شو، تو كه عشق مني خودت مي دوني…
سلام نانازی خانوم
خوبین؟
من دخمل پرنیانم
خیلی ناز بوده این جیگر خانومتونا
ماشاا.. چشم نخوره
پیش ماهم بیای خوشحال میشم زیاد ; )
* سلام، ممنون، به به!!!
خوشبختم! ماشا الله…
حتما…
همه ملت دارن سر ما رو کلاه میزارن دخمل انگار تازه به فکر کلک افتادی
* خوب ما بلد نبوديم، تازه راه افتاديم،
من اهل كلك نيستم…
خوب میتونم چون بزرگوارم مثل شما راه برمااااااااااا!
* اي ول، دمت گرم…
Man chan nafar doste weblogi daram ke ba ham dar ertebatim telefoniam midonan man janbam dar hadd tim melid mam narahat shodam chon to dashti nazare nazio darbaram avaz mikardi man nazio kheily dost daram nemikham az dastesh bedam.ama ba in ke faghat menate nazio keshidi khob manam menate toro mikesham.ashti?!?
* ارمغان خانم؟؟!! باشه می گم باهات آشتی کنه…
Vaghan 2khtare jigarie hamsaye khodemone
* نه بابا… خوبه والله…