
من تو را به خاطر می آورم بی هیچ بهانه ای،
شاید دوست داشتن همین باشد، بی بهانه به خاطر آوردن
پ.ن. می بینم که هیچ کدوم نظری راجع به بخش اصطلاحات مشهدی ندادین!!!
پ.ن.یه نفر که وارده یه پست درباره فرق عشق و دوست داشتن بذاره، منم خبر کنه، البته فکر کنم سروش مناسبتر باشه، علتشم اگه می خواین، حالا…
پ.ن. حرف دیگه ای ندارم… خنده لطفا فقط…

چه عکس زیبایی…
پر از احساسات!
* ممنون، هميشه زير پاتون گل بريزن…
سلام نازنازی جون.حالا راستشو بگو دخترم، دوستش داری یا عاشقشی؟؟هان؟!!!!!!!
* دخترم؟؟؟!!! من فكر كنم بزرگترم، اي بابا، حالا قراره كه تو وورد پرس دست بگيرين ديگه، هان؟؟؟!!! هيچ كدوم…
واااااااااا ی چه عکس توپی،الان دیدمش:) مسعود هدایتی کجایی که رو دستت بلند شدن:)
* اينا هم مال هنوز همون توهماته بعد از امتحانه؟؟؟؟ كي ؟ من ؟ نه بابا
سلام
خوبی؟ نکنه عاشقش شدی …
اینجا رو بخون آبجی، تقریبا همه نظرشون رو گفتن
http://www.3pand.com/1387/08/14/post_258.html/comment-page-2
* اي بابا، عاشق چيه، از عشق خوشم نمياد…
ممنون، حتماً مي خونم…
چی بگم من شاید نوشتم می گم شایدها نگی فردا چرا ننوشتی ها ابجی خانم
* ممنون، سر مي زنم بهتون…
حالا این قضیه فرق عشق و دوست داشتن چیه؟
* جهت اطلاع عمومي…
ها؟
* ابهام نداشت، كمكت كردم يه پست بذاري، معلومه كجايي؟؟؟؟ خرخون شب امتحان…
اول لایکه بعد تبدیل می شه به لاو!
* تنكيو وري ماچ…
naznazi jon eshg kiloyi chande?
* كيلويي يه عالمه، ارزش براش تعيين نشده…
این مسیر قشنگ برای کی گل بارون شده؟….
* سلام، خوش اومدين، به افتخار همه دوستاي خوبم كه به وبلاگم سر مي زنن…
من واردم!! اما تو به سروش توجه کردی منم قهر کردم آخه تا کی تبعیض؟؟؟؟؟؟؟
(آدم برفی در حال آب شدن)
* اي بابا، من اينو واسه يه چي ديگه گفتم
خدا نكنه، چه عجب….
کوچه باغ جان، ماچ رو جا انداختی
* اوه، يس، شي فورگت…
به من سری بزن کم پیدایی؟
* ميگم حالا چرا… حتما ميام مانيا جان….
.
.
.
.
.
.
@@
..|..
..=
..
اپم…
توی وبلاگ بلاگفام و همینطور توی وردپرسیه هم اپم…
بیا
* به به، چشم…
سخته
نازنازی جان من دیدم به این مسایل خیلی مادیه اما عشق رو یه جور لذت بردن از احساسات ناشی از فرآیند های شیمیایی میدونم که در شرایط خاصی نصیب آدم میشه و باید ازش نهایت لذت رو برد. شاید یه چیزکی نوشتم
@ مانیا: کامنتت رو کپی پیست میکنی ؟
@ پرستو: مثل مانیا؟
* تو میتونی، خیلی بده که مادی هستی، دیدتو عوض کن…
پرستو به سروش : وقت ندارم خوب…
مانیا به سروش: دوست دارم، چکار داری؟؟؟
تو دیدتو عوض کن
* تو بنويس تا من عوض كنم…
وای!
)
یکی نمیگه من دقیقا برای20 نفر و یا بیشتر چه جوری میخوام کامنت جدا بنویسم!؟؟(از روی پیوندهای وبلاگم اگه6تا رو حذف کنی که مثل قالبهای نایت اسکین هستن دقیقا میشه 20نفر!و تازه من خیلیا رو خبر میکنم که نلینکیدمشون!
شماها که هیچ کسی رو خبر نمیکنین مثل منه بدبخت!اگرم که من خبر نکنم کسی نمیاد!
* خوب حالا، عصباني نشو، چه زود خونش به جوش مياد مثل من!!
نظرات گهربارم:
1- عشق همین جاده ایه که پر از گل و سبزس، هی پیچ و تاب می خوری، اون تهش هم مه آلوده و هی میره بالا. ( جون عمم اگه دروغ بگم)
2- دوست داشتن مثل ساختن همین جادس.( اوه مای گاد)
3- هر دوتاش مثل عکس گرفتن از همین جادس.
4- هیچ کدام هم مثل نظر دادن راجع به این جادس.
* 1- حالا كي گفت دروغ مي گي؟؟؟
2- چه باحال…
3- چي مي گي؟؟؟
4- سپاسگزاريم از نظرات گهربارتون…
Manam ba nazare sorosh 100% moafegham
* اشكال نداره موافق باش.. فكر كردي دعوا مي كنم، نه…
Khob man sorosho dost daram e… Ama on behem mahal nemide
* ارمغان بي خيال شو….
Nazi bikhial nemisham, naziii hame darsamo ghabol shodam joghrafio arabio oftadam onam chand?9\75 vase gheibatam andakhtanam
* الهی همشون فدات شن، آفرین…