خوراک‌ها:
نوشته
دیدگاه‌ها

Archive for دسامبر, 2008

چشمهاي من

چشماي من ميل به گريه داره
مي خواد بباره
دل نمي دوني كه چه حالي داره
چه حالي داره
از در و ديوار واسه دل مي باره
خدا مي باره
چشماي من ميل به گريه داره
مي خواد بباره
دل نمي دوني كه چه حالي داره
چه حالي داره
غصه به جز گريه دوا نداره
خدا نداره
زندگي، آي زندگي
خسته ام، خسته ام
گوشه زندون غم، دست و [...]

Read Full Post »

ممنون از همه

سلام،
تشكر مخصوص از گيلانيكاي عزيز بابت اينكه تو كلبه زيباشون جشن تولد برام گرفتند…
و عمو گجموي عزيز كه به يادم بود و اين روز رو يادآوري  كرد،
ايشالا كه هر دوشون هميشه دلشون شاد و لبشون خندون باشه،
اميدوارم من لايق محبتشونو داشته باشم، عكساشو اين پايين گذاشتم،
اينقدر خوشحال شدم كه اشكام سرازير شد ديشب، گيلانيكا [...]

Read Full Post »

نوشته‌های قدیمی‌تر »