چشماي من ميل به گريه داره
مي خواد بباره
دل نمي دوني كه چه حالي داره
چه حالي داره
از در و ديوار واسه دل مي باره
خدا مي باره
چشماي من ميل به گريه داره
مي خواد بباره
دل نمي دوني كه چه حالي داره
چه حالي داره
غصه به جز گريه دوا نداره
خدا نداره
زندگي، آي زندگي
خسته ام، خسته ام
گوشه زندون غم، دست و [...]
Archive for دسامبر, 2008
چشمهاي من
ارسالشده در دلتنگی, شعر, عکس, tagged چشمهاي من، عبدالمالكي در دسامبر 31, 2008 | 23 نظرات »
ممنون از همه
ارسالشده در خودمونی, عکس در دسامبر 28, 2008 | 24 نظرات »
سلام،
تشكر مخصوص از گيلانيكاي عزيز بابت اينكه تو كلبه زيباشون جشن تولد برام گرفتند…
و عمو گجموي عزيز كه به يادم بود و اين روز رو يادآوري كرد،
ايشالا كه هر دوشون هميشه دلشون شاد و لبشون خندون باشه،
اميدوارم من لايق محبتشونو داشته باشم، عكساشو اين پايين گذاشتم،
اينقدر خوشحال شدم كه اشكام سرازير شد ديشب، گيلانيكا [...]
