
اين روزا وقتي تو خيابونين، دور و برتون نگاه كنين و ببينين كه درختا دارن زرد مي شن و خوشگل، رنگاي گرم زندگي، زرد، نارنجي، قرمز، با اين مخالفم كه زرد رنگ نفرته، نمي دونم كجا شنيدم، اما مي گفت: «نفرت اگه رنگ داشت عشق مي شد.»
وقتي تو خيابون مي رم، عمداً از يه جايي رد مي شم كه برگاي پاييزي ريخته باشه، و زير پاهام خش خش كنه و من از شنيدن اين صدا كه برام زيباست لذت ببرم، به نظر من خش خش برگاي پاييزي آواي زندگيه… شما هم اين روزا كه از خيابون رد مي شين، تا وقت دارين و برگاي پاييزي تموم نشده، روشون راه برين و احساس لذت كنين، حالت غمناك نگيرين به خودتونا، شاد و بالذت از روي برگا رد شين، فرض كنين اينا غمهاتونن و شما دارين از خش خش اونا زير پاتون لذت مي برين… مراقب خودتون باشين….
پ.ن. قرار نبود اين همه بشه، فقط مي خواستم يه جمله باشه خش خش برگاي پاييزي، آواي زندگي است، شد ديگه حالا…
پ.ن. هميشه گرم و لذت بخش باشين.
آواي زندگي
نوامبر 30, 2008 بدست naznazi

کلا پاییز خیلی خوبه.
* كلا شما كامنتاتون آنتيكه…
نظرم:
1- قشنگ بود.
2- کار سوپورا زیاد میشه.
3- عشق رنگی یه دفعه تو زرد از آب در میاد.
4- خش خش مال تو فیلماس. الان صدای چس هم نمیدن برگا، شایدم واسه پاهاس.
5- این دیگه آخریشه (حالم به هم خورد بسه): اه هولم کردی یادم رفت.
* 1- مي دونم
2- نيست خيلي هم جمع مي كنن!!!
3- اگه يه رنگ باشه نه…
4- مال ما صداي خش خش مي ده، خيلي هم قشنگه، گوش ندادي لابد…
5- واه، حالت از چي به هم خورد؟؟؟
خيلي نظر دارين، چشم نخورين
چطور وقتی داریم به سوی ناراحتی هامون پیش میریم فکر کنیم که داریم اونها رو له و لورده میکنیم؟؟؟…
* مي توني، فقط بايد بخواي، نبايد به اونا فكر كني، درست مثل من، كه لذت فوق العاده اي داره برام رو برگا راه مي رم…
برگهای پاییزی زیبا هستن اما خش خش اونها منو یاد خش خش رادیو میندازه
* واه، با اين اينترنت و … ديگه راديو كجا بود نازي…
ما با غم روشون راه می ریم
* غماتونو بندازين زير پاتون، مگه چقدر قراره زندگي كنيم…
ناز نازی جان که تو راه رفتن رو برگا رو دوست اداری بهت پیشنهاد میکنم سر به کاخ سعد آباد بزنی تو این فصل طبیعتش فوق العاده است .
* اگه تهران بودم و مي ذاشتن كه بيام، حتماً اين كارو مي كردم، شما كه اونجايين، بي زحمت چند تا عكس باحال بگيرين بذارين تو وبلاگتون كه ما هم لذت ببريم و حس كنيم كه اونجاييم، ممنون.
ولی باور کن من وقتی برگها رو له میکنم، احساس میکنم که اونها هم روزی جون داشتن و من دارم یه موجود زنده رو له میکنم.
به راستی پاییز زیباست!
* آره، اونا هم جون دارند، پاييز خيلي زيباست…
60-70 سال واسه شما کمه.. واسه من خیلیه
* خيلي هست اگه با غم و غصه بگذره، اگه بهمون خوش بگذره زودتر تموم مي شه…
سرخ و زرد .. خششششش… خشششش
ممنون نازنازی
* خواهش و خوش اومدي، راست مي گي ها، بايد مي نوشتم، خششش خششش…
یاد درس کتاب فارسی دوم دبستان خشخش برگ های پاییزی می افتم
* چه خوب یادته…
از یه جا میارم دیگه
سلام.آی من عاشق خش خش برگها زیر پامم.مخصوصا برگ چنار خشک شده درسته!!!!!
* سلام، الهي، تو هم مثل مني، كاملاً
همه روزای زندگی مون برگ های زرد در حال ریختنه و امیدوارم برای شما چنین نباشه.
حجم عکس تون بالای 200 کیلوست،اگه حوصله داشتید کمش کنید.
* اميدوارم براي شما هم اينجوري نباشه، هميشه بهاري باشين…
چشم، در اسرع وقت…
این دونه های برف توی این عکست خیلی قشنگ هستن(همون عکس پاییزت)
* ممنون عزيزم…