از بزرگمهر حكيم پرسيدند: حكيم، استاد تو كه بود؟؟؟
گفت: من اساتيد داشتم.
گفتند: اساتيدت كه بودند؟
گفت: چهار تا استاد داشتم، خر، سگ، خروس، كلاغ!!!
از خر ، استقامت و تحمل كردن را آموختم. تلاش و استقامت موجب پيشرفت است.
از سگ، وفا را آموختم.
از خروس، وقت شناسي و سحر خيزي را،
از كلاغ هم حيا را آموختم.
Archive for نوامبر 24th, 2008
اساتيد يك حكيم
ارسالشده در داستان کوتاه, tagged قصه، حكيم بزرگمهر در نوامبر 24, 2008 | 9 دیدگاه »
