عشقت را هرگز بازگو نكن،
عشقي كه هرگز به زبان نيايد،
مثل نسيم ملايم ساكت و نامرئي مي گذرد،
و همه چيز را بر سر راه خود تكان مي دهد،
من عشقم را به زبان آوردم،
و قلبم را براي او گشودم،
سرد و لرزان با ترسي مرگبار،
و او رفت،
بعدها مسافري بر سر راهش پيدا شد،
ساكت و نامرئي، مثل باد،
و او عشق اين مسافر را پذيرفت،
نه هرگز عشقت را بازگو نكن…
پ.ن. هم عقيده اين با اين شعر يا نه؟؟؟؟
پ.ن. اين يك حقيقت است كه به هر كي رو بدي پرروووووووووو مي شه!!!


اتفاقا عشقت را ابراز کن. کسی که بخوای بخاطر اینکه پررو میشه عشقت رو بهش ابراز نکنی پتانسیل اینو داره که آدمی باشه که لیاقت عشق رو نداره.
البته میگن آدما مثل کتاب هستن , هیچ وقت سعی نکن خودت رو برای طرف تموم کنی , بهتره که همیشه یک صفحه ازت مونده باشه که طرف علاقه به خوندنش داشته باشه.
* زيبا بود، مرسي….
ببین اگه من ابراز نکنم فکر میکنن که دوستشون ندارم…مثلا یکی از دوستام دیگه اصلا به من محل نمیده در حالی که یه روزی منو خیلی دوست داشت…ولی اینجا من موندم اون عشقی که تو دلمه(علی مونده و حوضش
)
* همون كه سروش گفت، ممكنه لياقت ابراز عشق تو رو نداشته باشه، ديدي كه بي لياقتي خودشو نشون داد، اما عكسشم امكان داره كه عشقتو به زبون بياري بعد اون بي لياقتي خودشو نشون بده، در هر دو صورت بي لياقتن….
نازنازی جون به نظر می رسه شدّت شیفتگیت به اخلاق و منش پهلوانی ما که پلنگ صورتی باشیم باعث شده 2 بار لینکمون کنی (یه نگاه به بلاگرولت بنداز گیج واگیج خانوم)
مرسی. الساعة مقابله به مثل می کنیم رفیق.
* بله، ممنون از اينكه گفتين،
دست مريزاد…
ولی اون خیلی خوب بود…
* مال منم خيلي خوب بود، اما بد شد…
نازنازی خانم سلام
امیدوارم که عشقت خدایی باشه هیچوقت ضربه نمی بینی در زندگی و همیشه این احساس را داری که دوست واقعی اوست.
* سلام، البته، همونيه كه شما مي گين…
اونم الان حتی تو مدرسه به من یه نگاه هم نمیندازه…ولی من هنوز دوستش دارم…ده بار تا حالا بهش سلام کردم …درواقع فریاد زدم و سلام کردم اما جوابم رو نداد….باورم نمیشه که عشق اون به من فقط به یه مو بند بود(و اون مو هم همون سرویسی بود که یه روز دوتایی با هم تو اون بودیم)
* اينجور آدما رو بايد بي خيال شد…
حییییییییییییییییییییییفففففففففففففف…………………..
* ….