کشاورزي الاغ پيري داشت که يه روز اتفاقي ميفته توي يک چاه بدون آب. کشاورز هر چه سعي کرد نتونست الاغ رو از تو چاه بيرون بياره. براي اينکه حيون بيچاره زياد زجر نکشه، کشاورز و مردم روستا تصميم گرفتن چاه رو با خاک پر کنن تا الاغ زود تر بميره و زياد زجر نکشه. [...]
بایگانیِ اکتبر 15th, 2008
الاغ و چاه
ارسالشده در داستان کوتاه, tagged الاغ و چاه، داستان، مشکلات در اکتبر 15, 2008 | 6 دیدگاه »
مشترک خبرنامه شوید
حاضرین آنلاین در وبلاگ
-
بازدیدکنندگان
- 39,985 نفر
-
نوشتههای تازه
-
برترین مطالب
بایگانی
-
دیدگاههای تازه
دنیا در تست روانشناسی عشق م.اسدی در حکمت خدا ارمغان در سفرنامه 1 کیوان/ یزدو عشقه در اصطلاحات یزدی alireza در لیلی در پاییز اطلاعات
دوستان من
- >>سه در چهار<<
- alhosseini
- ☻☺ سنگ > کاغذ < قیچی ☺☻
- LOST FOR WORDS
- orumrina
- sad eye never lie
- sorrow
- فايديم
- فشن
- لونه پلنگ صورتي
- موبایل ، نرم افزارهای توپ
- مینی نوشته
- مايسا
- مجله خبري Gajamoo
- مطرود
- نونوا
- نوشته های خاکستری سامان
- هفت شهر عشق
- وبلاگک (امیرعلی)
- کوچه باغ
- گیلانیکا
- گجمو 2
- پی سی گیک
- پرنیان
- پرستو
- پرستو در ووردپرس
- آوین دات کام
- آدم برفی
- آدم برفکی
- افسانه جومونگ ، سریال جومونگ
- الهام
- ارمغان جووون
- بلور رویا
- بافت
- برده ساز بزرگ تاريخ
- توكا
- جارچي
- دل زده
- دنیای شیرین زهرا
- دوشيزه شين
- دست نوشته
- روزنوشت های من
- سیروس خان
- صورتی
- صحبت
- عمو هوشنگ
برگهها
