قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟ از کجا وز که خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی ، اما ،اما گرد بام و در من، بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا [...]
بایگانیِ اکتبر 13th, 2008
قاصدک
ارسالشده در دلتنگی, شعر, tagged شعر، اخوان ثالث، قاصدک در اکتبر 13, 2008 | 2 دیدگاه »
باغ من
ارسالشده در دلتنگی, شعر, tagged شعر، اخوان ثالث، باغ من در اکتبر 13, 2008 | بیان دیدگاه »
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر ، با آن پوستین سرد نمنکش
باغ بی برگی روز و شب تنهاست
با سکوت پک غمنکش ساز او باران ، سرودش باد
جامه اش شولای عریانی ست
ور جز اینش جامه ای باید بافته بس شعله ی زر تا پودش باد
گو برید ، یا نروید ، هر چه در هر کجکه [...]
