سلام، امروز ظهر برای ناهار از سرکار داشتم با دوستم می رفتیم ناهار( چند بار ناهار می گی؟) ، می خواستیم از خیابون رد شیم، مگه وای میسن که رد شیم، بعد من گفتم بیا بریم زیر یکی از این ماشینا که بهتره، یه 206 داشت می اومد، منم با کمال ادب و احترام دستمو [...]
بایگانیِ اکتبر 12th, 2008
هویجوری
ارسالشده در خودمونی, دلتنگی, tagged عکس ناز در اکتبر 12, 2008 | 2 دیدگاه »
مشترک خبرنامه شوید
حاضرین آنلاین در وبلاگ
-
بازدیدکنندگان
- 39,984 نفر
-
نوشتههای تازه
-
برترین مطالب
بایگانی
-
دیدگاههای تازه
دنیا در تست روانشناسی عشق م.اسدی در حکمت خدا ارمغان در سفرنامه 1 کیوان/ یزدو عشقه در اصطلاحات یزدی alireza در لیلی در پاییز اطلاعات
دوستان من
- >>سه در چهار<<
- alhosseini
- ☻☺ سنگ > کاغذ < قیچی ☺☻
- LOST FOR WORDS
- orumrina
- sad eye never lie
- sorrow
- فايديم
- فشن
- لونه پلنگ صورتي
- موبایل ، نرم افزارهای توپ
- مینی نوشته
- مايسا
- مجله خبري Gajamoo
- مطرود
- نونوا
- نوشته های خاکستری سامان
- هفت شهر عشق
- وبلاگک (امیرعلی)
- کوچه باغ
- گیلانیکا
- گجمو 2
- پی سی گیک
- پرنیان
- پرستو
- پرستو در ووردپرس
- آوین دات کام
- آدم برفی
- آدم برفکی
- افسانه جومونگ ، سریال جومونگ
- الهام
- ارمغان جووون
- بلور رویا
- بافت
- برده ساز بزرگ تاريخ
- توكا
- جارچي
- دل زده
- دنیای شیرین زهرا
- دوشيزه شين
- دست نوشته
- روزنوشت های من
- سیروس خان
- صورتی
- صحبت
- عمو هوشنگ
برگهها
