سلام، آخ آخ چقدر دلتون واسم تنگ شده واقعاً، آخی، ببخشید دیگه امتحان داشتم، اما آخرشم قبول نشدم، باید یه سه ماه دیگه همین کتاب زبان دوباره بخونم، پایم قوی می شه نه؟؟؟؟؟
امروز هوس کردم با حافظ عشق کنم، می خوام یه تفال بزنم و ببینم چی می گه؟ خوب چشاتون ببندید و یه نیت [...]
بایگانیِ سپتامبر, 2008
تفأل
ارسالشده در خودمونی, دلتنگی, شعر, tagged تفأل، حافظ در سپتامبر 15, 2008 | 2 دیدگاه »
مانع پیشرفت
ارسالشده در داستان کوتاه, عکس, tagged مانع پیشرفت، داستان در سپتامبر 1, 2008 | 2 دیدگاه »
یک روز وقتی کارمندان به اداره رسیدند اطلاعیه بزرگی را در تابلوی اعلانات دیدند که روی آن نوشته شده بود :
دیروز فردی که مانع پیشرفت شما در این اداره بود در گذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت 10 در سالن اجتماعات برگزار می شود دعوت می کنیم.
در ابتدا همه از [...]
