خواهر نازنازی به مامان نازنازی، مامان نازنازی به خود نازنازی از پشت تلفن : خواهرت می گه از شوهرت آدرس خونشو بپرس، این جهازتو از این زیرزمین برداریم ببریم اونجا!!!!!! نازنازی: باشه امروز ازش می گیرم، ولی فکر نکنم هنوز خونش آماده باشه.
بی زحمت یکی یه شوهر واسه ما پیدا کنه، این خواهر [...]
بایگانیِ آگوست 27th, 2008
همینجوری
ارسالشده در خودمونی, tagged نازنازی، شوهر در آگوست 27, 2008 | بیان دیدگاه »
