خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ آگوست, 2008

نخواستم با غم بسازی، نخواستم هیچی نگی،
نخواستم درد دلتو، دیگه با هیچ کی نگی،
آخه عشق اجباری نیست، تو زندون من نمون،
حالا که فکر رفتنی، دیگه از موندن نخون،
تا دیدم می خوای بری، دلم راهتو سد نکرد،
برو فردا مال تو، دیگه اینجا برنگرد،
بدون من بعد من، دلتو هر جا جانذار،
غم با من بودنو، تو من بعد [...]

Read Full Post »

همینجوری

خواهر نازنازی به مامان نازنازی، مامان نازنازی به خود نازنازی از پشت تلفن : خواهرت می گه از شوهرت آدرس خونشو بپرس، این جهازتو از این زیرزمین برداریم ببریم اونجا!!!!!! نازنازی: باشه امروز ازش می گیرم، ولی فکر نکنم هنوز خونش آماده باشه.
بی زحمت یکی یه شوهر واسه ما پیدا کنه، این خواهر [...]

Read Full Post »

نوشته‌های قدیمی‌تر »