گاهی وقتها دلم می گیره
گاهی وقتها دلم می شکنه
گاهی وقتها دلم تنگ می شه
گاهی وقتها دلم هوایی می شه
گاهی وقتها دلم آرزو می کنه
گاهی وقتها دلم غمگین می شه
گاهی وقتها دلم می خنده
گاهی وقتها دلم می لرزه
گاهی وقتها دلم شور می زنه
گاهی وقتها دلم گریه می کنه
گاهی وقتها دلم ساکت می شه
گاهی وقتها دلم [...]
بایگانیِ ژوئن, 2008
دلم را چه می شود ؟
ارسالشده در خودمونی, دلتنگی, شعر, tagged دل، شعر در ژوئن 18, 2008 | 2 دیدگاه »
حکمت خدا
ارسالشده در داستان کوتاه, مذهبی, tagged خدا، حکمت، داستان در ژوئن 8, 2008 | 2 دیدگاه »
تنها نجات یافته کشتی، اکنون به ساحل این جزیره متروک، افتاده بود. او هر روز را به امید کشتی نجات، ساحل و افق را به تماشا مینشست.
سرانجام خسته و نا امید، از تخته پارهها كلبهای ساخت تا خود را از خطرات مصون بدارد و در آن لختی بیاساید.
اما هنگامی که در اولین شب آرامش در [...]
